![]() |
![]() |
|
|
تا حالا شده کسی که خیلی دوسش داری پیشت نشسته باشه
ولی حتی نتونی تو چشاش نیگاه کنی ؟ نتونی بهش بگی دوسش داری؟ یعنی نذاره بگی ندونی دلش کجاست و با کیه ؟ دلت براش بلرزه دستات براش بلرزه اما اون... تا حالا شده عشقت پیشت نشسته باشه و نفسش نوازشت کنه ولی بی اعتناییش دلتو ... تا حالا شده برای یه لحظه دیدنش لحظه شماری کنی ولی اون برای گذشتن وقت با تو بودن لحظه شماری کنه چه زیباست آدم بتونه برای کسی بمیره که براش تب کنه عشق یعنی بی اعتنایی ....؟ هر وقت همه اینا رو با تمام وجودت حس کردی بکش کنار هر کسی لیاقت عشقتو نداره ... اینو از اینجا بخونید
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 9:43 توسط زهرا |
|
|
صفحه اول ایمیل آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستای عزیز ... من زهرا هستم 22ساله فوق دیپلم کامپیوتر از بهبهان
|
| نوشته های قبلی |
|
خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
|
RSS
|